آموزش جامع معلم

مقدمه: وقتی "آموزش و پرورش" را به عنوان راه حل ریشه ای برای مشکلات اجتماعی مطرح می کنیم، آموزش معلم اهمیت ویژه ای پیدا می کند. در واقع نقش معلم در نظام آموزشی محوری است. بدون معلمانی که دید جامعه نگر به آموزش داشته باشند، امکان پرداختن به مشکلات اجتماعی از طریق آموزش ناممکن است. چنین معلمانی علاوه بر دانستن روش های تدریس نوین، باید با دانش های مربوط به آموزش آشنایی عمیقی داشته باشند. دانش هایی همچون روانشناسی اجتماعی، نوروساینس، جامعه شناسی، تکنولوژی آموزشی و روانشناسی آموزشی.
تربیت معلم نیازمند یک سیستم جامع است تا در دراز مدت اثرات آن در تغییر رفتار مردم دیده شود و تغییرات اجتماعی آغاز شوند. در این نوشتار تلاش کرده ام تا پایه های این سیستم را ترسیم کنم. خدا کند در آینده نوشته های عمیق تر و تخصصی همکاران این پایه ها را در آموزش معلمین محکم تر کنند.

1-محیط یادگیری برای معلمین

اهداف یادگیری: برای ساختن محیط یادگیری زنده و پویا نیاز است تا اهداف یادگیری برای معلم روشن باشند. این اهداف اساس هویت فرد یادگیرنده یعنی معلم را شکل می دهند. علاوه بر اینکه اهداف یادگیری در آغاز آموزش معلمین به بحث گذاشته می شوند، در آموزش دوامدار این اهداف مرتبا تکرار و به روز می شوند تا معلم با در نظر داشت آنها مسیر یادگیری خود را روشن ببیند.

فرهنگ یادگیری: رفتار یادگیرنده یعنی معلم را در محیط یادگیری، فرهنگ یادگیری شکل می دهد! عنصری حیاتی که عدم توجه به آن سیستم آموزش معلمین را بی نظم و سردرگم می کند. ایجاد شکل اولیه این فرهنگ به عهده آموزش گران است، اما به تدریج باید معلمین یعنی یادگیرندگان مسئولیت توسعه فرهنگ یادگیری را به عهده گیرند. ایجاد محیط همکاری بین یادگیرندگان به رشد فرهنگ یادگیری کمک می کند.

ساختمان یادگیری: برای آموزش می توان از مکان فیزیکی، فضاهای دیجیتالی و ساختمان های ترکیبی استفاده کرد. از آنجا که هر کدام از این ها ویژگی های خود را دارند، باید در ساختن فضا از امکانات فیزیکی و دیجیتالی به طور مناسب بهره برده شود.

2-محتوای آموزشی برای معلمین

آموزش جامعه نگر: وظیفه معلم مثل هر شغل دیگری بر اساس نیاز جامعه تعریف می شود که البته وابسته به مکان و زمان است. به عبارتی معلم باید برای رفع نیازهای جامعه تربیت شود و برنامه آموزش معلمین باید جامعه نگر باشد.

باور علمی و باور اخلاقی: بدون دانستن روشمندی علمی و تمرین آن در برنامه آموزش معلمین، درک علمی امکان پذیر نمی شود. نبود باورمندی علمی و شیوع خرافه یا شبه علم در بین جامعه آموزشی مشکل بزرگی است که منشا بسیاری از ناتوانی های اجتماعی است. در تربیت معلم توجه ویژه به باور علمی و باور اخلاقی به معلم توان تغییر جامعه را می دهد.

روش های آموزش و پرورش: روش های آموزشی که در بسیاری از کشورها مورد استفاده قرار می گیرند، باید بازبینی شوند. معلم باید با امکانات آموزشی جدید که در دسترس هستند آشنا شود. اهمیت خلاقیت معلم در به کارگیری امکانات محلی باید برای او نشان داده شود. آموزش معکوس روشی مناسب در شرایط افغانستان است و به خلاقیت یادگیرنده کمک می کند. مفاهیمی مثل آموزش دیجیتال و آموزش ترکیبی باید یاد گرفته شوند، طوریکه معلم فرق آنها را با روش های آموزشی معمول درک کند و ویژگی های آنها را بفهمد.

3-تمرین کاری

آموزش با کار: بدون تمرین تئوری در عمل، امکان یادگیری عمیق کاهش می یابد. مهم است تا معلم در دوران انجام وظیفه به طور مداوم آموزش ببیند و از او به شیوه های مختلف خواسته شود تا تئوری یاد گرفته شده را بیازماید. طوریکه بتواند به خود و دیگران در مورد این تئوری بازخورد دهد.

انگیزه درونی و بیرونی: در آموزش معلم انگیزه او باید به طور دوامدار ارزیابی شود و مورد توجه آموزشگران قرار گیرد. معلم بدون انگیزه در تغییر جامعه ناتوان است. تامین معاش زندگی از طریق انجام کار، انگیزه بیرونی معلم را افزایش می دهد. رفع نیاز دانشی معلم به کمک آموزش با کیفیت، انجام کار را برای او لذت بخش می کند و انگیزه درونی او را افزایش می دهد.

بازخورد و آموزش همکار: آموزشگران باید از معلمین بازخورد بگیرند تا سیستم تربیت معلم رشد کند. معلمین هم باید از یادگیری خود بازخورد گیرند تا در نگاه خود به شغل معلمی تغییرات لازم را ایجاد کنند. یکی از روش های استاندارد بازخورد، ارائه مدرک های تحصیلی است. همچنین باید از معلمین برای آموزش معلمین استفاده شود. رشد فرهنگ همکاری معلمین به تقویت محیط یادگیری کمک می کند.

صمدعلی مرادی
بخش آموزش معلمین